السيد حامد النقوي
78
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
عبد الرحمن هم انكار از خوردن طعام كردند عبد الرحمن يقين كرد كه ابو بكر بعد آمدن بر او غضب خواهد كرد و و اين هم دليل واضح شدت و غلظت او بر اهل و عيال خود مىباشد سوم آنكه از ان نمايان شد كه وقتى كه ابو بكر آمد عبد الرحمن از خوف ابو بكر در كناره خود را مخفى كرد و ازينجا هم حال نهايت شدت و بىرحمى او بر اولاد و متعلقين خود واضح و لائح مىشود چهارم آنكه از آن اشكار گرديد كه وقتى كه ابو بكر آمد و از حال اضياف خود آگاه شد به قصد عتاب عبد الرحمن را صدا زد عبد الرحمن از خوف او ساكت شد باز ابو بكر صدا زد يار عبد الرحمن سكوت اختيار كرد و اين معنى نيز دليل نهايت ابتلاى ابو بكر بحدّت مزاجست كه عبد الرحمن تا به اين حدّ خود را از حاضر شدن پيش ابو بكر بخوف غيظ و غضب او بازداشت پنجم آنكه از ان واضح شد كه ابو بكر بيجرم و خطا عبد الرحمن را بلقب غنثر كه كلمه بس ثقيلست و به معناى لئيم مىباشد و ديگر معانى قبيحه هم دارد بنواخت و از روايات ديگر كه بخارى در صحيح خود در باب قول الضيف لا اكل حتى تاكل آورده مصرحا واقعست كه ابو بكر عبد الرحمن و ديگر متعلقين خود را بسبّ و شتم ياد نمود و بدعاى بريده شدن بينى يا گوش يا لب نوازش كرد حيث قال فيه فغضب ابو بكر فسب و جدع و قسطلانى در ارشاد السارى بشرح اين جمله گفته فسبّ أي شتم لظنه انهم فرطوا فى حق ضيفه و جدّع بالجيم المفتوحة و الدال المهملة المشددة و بعدها عين مهملة دعا بقطع الانف او الاذن او الشفة و عينى در عمدة القارى گفته قوله و جدع بفتح الجيم و تشديد الدال و بالعين المهملة أي قال يا مجدوع الاذنين فدعى عليه بذلك و اين افراط غيظ و غضب و بدزبانى كه از ابو بكر با اهل و عيال خود بى جا واقع شده دليل واضح بعد او از دائرهء رحمت و رافت مىباشد و تاويلى كه قسطلانى بقول خود لظنه انهم فرطوا فى حق ضيفه نموده مجوز اين همه خشونت كلام و سوء خلق نمىتواند شد زيرا كه